god only
سلام سلام تو وبلاگ من سه چیز فراموشتون نشه! 1.با " بسم الله الرحمن الرحیم" وارد شوید. ۲.اینکه نظر بذارید ۳.اینکه تو نظر سنجی شرکت کنید آآآآآآآآآآآآآآآآآآی!!! هوااااااااااااااااااار!!! دااااااااااااااااااااد!!! صــــــــــدام میاد؟؟؟ نظرسنجی تو حاشیه س!نظر بذارید!نتیجه ش برام خیلی مهمه! پیشاپیش از همه متشکرم سلام دورانی که برای خیلی ها سال هایی شیرین و خاطره انگیز بوده.دورانی که اگر امکان بازگشت به آن وجود داشت٬ دوست داشتیم به آن دوران خوش و زودگذر بر می گشتیم٬ هرچند که در این دوران هم دلبستگی هایی داریم که دل کندن ازشون سخته و شاید بخواهیم دوباره به این روزگار هم بر گردیم! شاید هم آرزو كردید كه زمان به عقب برگرده و دوباره كودك بشید ، شاید عاشق عالم كودكی هستید ، شاید خاطرات خوبی از كودكیتان دارید و شاید می خواهید از اول شروع كنید تا اشتباهات كمتری مرتكب بشید و این بار موفق تر باشید. شما هم آرزو دارید دوباره كودك شوید؟ بله یا نه؟ خوب فكر كنید.فكر كنید ماشین زمان وجود داره و شما می تونید به گذشته بازگردید و من می دونم ماشین زمان كجاست و چطور كار می كنه البته این ماشین می تونه شما را به سال های كودكی برگردونه نه دوسه سال قبل یا دوران جوانی و نوجوانی اما قبل از رفتن سوالات زیر رو بخونید و بهم بگید با توجه به جوابی که به این سوالات می دید باز هم می خواهید که به دوران کودکی خود بر گردید؟ آیا حاضرید دوباره ۱۲ سال به مدرسه برید ، مشق بنویسید و امتحان بدید؟ آیا آمادگی روبرو شدن دوباره با روزهای جنگ و بمب باران را دارید؟ (سن بالاها) آیا می تونید دوباره برای كنكور درس بخونید؟ آیا حاضرید اجازه انجام دادن خیلی از كارها را نداشته باشید؟ آمادگی روبرو شدن دوباره با اتفاقاتی كه در این سالها افتاده و دوباره هم خواهد افتاد دارید؟ آمادگی دیدار دوباره با كسانیكه از ندیدنشان خوشحال هستید را دارید؟ و ... اگر جزو دسته ای هستید كه دوست ندارید به آن روزها برگردید خوشحال باشید چون حتما حال شما بهتر از گذشته است و روزهای شادتری را می گذرانید. خوب حالا که تصمیمتون جدیه و می خواهید برگردید به دوران کودکی واسمون بگید که می خواهید برگردید چکار کنید؟!!! چه فکری در سر دارید؟ کاش می شد ... همچو آواز خوش یک دوره گرد زندگی را بار دیگر دوره کرد مثال کسی که شاهد کوچه و درب و سیلی است گریه می کرد و به پیشانی خود میزد... دلم برایت خیلی تنگ شده است... خیلی ... خیلی... اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد / باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود پرواز آدمی نتیجه ی دوری از گناه است! علت پرواز ایشان این بود كه گناه نمیكرد، زیرا گناه كه در لسان روایات و آیات به آن وزر گفته میشود موجب سنگینی انسان میشود و پرواز را غیرممكن میكند. هدف اصلی انسان از اندوختن علم، خدایی شدن و تكامل است و فقه شرط لازم برای حركت ظاهری انسان است، اما برای یافتن خدا و باطن این علم رسا نیست اموات ناظر براعمال هستند ! فرزند آیت الله بهجت بیان کردند :من امسال مدتی در نجف بودم و در آنجا هرشب به نیت ایشان یاسین می خواندم اما چند شب وقت نکردم، تا اینکه هفته گذشته فردی به منزل ما آمد و گفت : من بعد از خواندن دعاهایی ایشان را در خواب دیدم و آیت الله بهجت فرمودند : به علی بگویید یاسین من را بفرستد .با اینکه ایشان وفات کرده اند اما معلوم است که بر مسائل اشراف دارند . کرامتی عجیب از مرحوم حضرت آیت الله بهجت«رضواناللهتعالیعلیه» حجت الاسلام محمد هادی مفتح، فرزند شهید مفتح که از اساتید برجسته حوزه علمیه قم و موسس رادیو معارف است روزی در کلاس درس در حوزه علمیه قم این خاطره شنیدنی را تعریف کرد: روزی خدمت آیت الله بهجت رسیدم، از قبل برای زیارت ایشان در منزلشان وقت گرفته بودم. خودم را به آنجا رساندم اما دیدم وزیر آموزش و پرورش وقت جناب آقای مظفر و گروهی خدمت آیت الله بهجت رسیده اند. من ناراحت شدم و در اطاقی دیگر با آقازاده ایشان نشستم و صحبت کردند. وقتی میهمانان منزل حضرت آقا را ترک کردند، در اندرونی خدمت آیت الله بهجت رسیدم ولی دیگر قصد نداشتم مسأله ام را با ایشان مطرح کنم و به همین خاطر مباحث دیگری را مطرح کردم. ولی آقای بهجت جواب سوالاتی که به خاطر آنها به منزل ایشان رفته بودم را بدون طرح سوال آنها از سوی من پاسخ دادند و گفتند: حرف هایی که ما می زنیم قبل از این که بیان کنیم به گوش امام زمان عج الله می رسد. استاد مفتح می فرمودند من از این مسأله خوشحال و متعجب شدم. ایشان گفتند این جریان برای من در سال 1377 رخ داد.. هم چنین ناگفته هایی درباره روابط ویژه آیت الله بهجت (ره) با رهبر معظم انقلاب را اینجا بخوانید ... بسم الله الرحمن الرحیم اگر عمری گنه کردی مشو نومید از رحمت تو توبه نامه را بنویس امضا کردنش با من تـوبـه رسول خدا (ص) درآخرین خطبه اى که براى مردم خواند و موعظه فرمود ، بحثى راجع به توبه و بازگشت بنده از معصیت و گناه کرد ؛ فرمود: هر کسییک سال قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را مى پذیرد. بعد خودش فرمود: یک سال زیاد است و در کمتر از یک سال هم ممکن است؛ اگر در یک ماه قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را مى پذیرد. باز فرمود: یک ماه هم زیاد است و در کمتر از یک ماه هم ممکن است؛ اگر کسى یک روز قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را مى پذیرد. بازفرمود: یک روز هم زیاد است و در کمتر از یک روز هم ممکن است؛ اگر کسى در یک ساعت قبل از مردنش توبه کند خداوند توبه او را مى پذیرد؛ باز فرمود: یک ساعت هم زیاد است و در کمتر از یک ساعت هم ممکن است؛ دراین وقت فرمود: اگر کسى یک لحظه قبل از مردنش توفیق توبه پیدا کند خداوند توبه اورا مى پذیرد. دل ها مون چه پــاكـــ و صــافـــ بـود، خدا رو چه قشنـگـــ و با چه نورانیّتی حـ ـس میكردیم، زمــانـی كـه هـنــوز « بــــ ُ ز ُ ر گــــ » نـشده بودیـم ... !! یادت هست مادر؟ حتی بغض های نترکیده ام را.... بنده ای خدا را گفت : اگر سرنوشت مرا نوشته ای پس چرا دعا کنم ...؟ خدا گفت :شاید نوشته باشم هرچه دعا کند ... ! خدایا ! آنگاه که فکر می کنم تنها مانده ام آن وقت که می اندیشم از هر چه زندگی است جا مانده ام آن روز که گمان می کنم با هر چه کامیابی است به بلندای هر چه امید است فاصله دارم و می بینم که من مانده ام و گام هایی خسته و راهی مبهم و نرفته تو به یادم بیاور که تو را به یاد بیاورم جذابيت جز ء وجود دختري است كه در ماه اسفند متولد شده است و پي بردن به آن هم نيازي به خواندن كتب و مقالات ستاره شناسي ندارد. به موازات اين جذابيت نقاط ضعفي نيز در وي وجود دارد، اما آنچه كه در بدو امر نظر شما را به سوي خود جلب خواهد كرد، ظرافت و حالت زنانه غير انكار اوست. زن متول اسفند ظرف عسلي است كه قدري فلفل به داخل آن ريخته شده است. براي زن متولد اسفند اين امكان بيش از پيش فراهم شده است تا در زير ظاهر بسيار جذاب خود گزندگي تندتري از فلفل پيدا كند.از سوي ديگر به جرات مي توان ادعا كرد كه زن متولد اسفند، به عنوان يك زن، از بسياري جهات بي نظير است. او نه تنها كسي نيست كه بخواهد بر مرد زندگي خود حكومت داشته باشد و چنين آرزويي حتي در اعماق قلب وي نيز وجود ندارد بلكه حاضر است با بردباري بي نظيري تمام خود خواهي هاي يك مرد را تحمل كند فقط به اين شرط كه به طور كامل مورد حمايت او قرار بگيرد. سلام ای نسیم امروز می خوام تو رو به جایی بفرستم تا پیغام من و هزاران نفر مثل مرا به گلی از گلهای باغ فاطمه(س) برسونی! برو به نزد گل نرگس و سلام مرا برسون و به آقامون بگو: مولاجان! مدتهاست كه گل رویت را در گلدون قلبمان كاشته ایم. همیشه با شما حرف می زنیم و برایتان دعا می كنیم. تا وقتیكه چشمه چشمهایمان قطره آبی دارند،نمی گذاریم یادش تو دل ما خشك شود. آقاجان! شاید ما را نامحرم می دونید و در خلوت ما نمی آئید. چه نگاه نکنید و چه بگوئید برو ، بازهم میگویم دوستت دارم مهدی جان! ما جمعه ها را بهار تو می دانیم. آخر می گویند: گل فاطمه(س) حتماً روز جمعه خودش را نمایان خواهد ساخت. آقای من! می ترسم نكند من هم جزء علف های هرزی باشم كه نمی گذارند شما بیائید. آقای عزیزم! نكند آن روزیكه می یائید نباشم. آقای مهربانم! تا كی می خواهید در دفتر انتظار ما غیبت بخورید؟! پس چه كسی به ما درس می دهد؟ پس كدام مقام باید ما رو به خدا برساند؟ آقاجانم! دلِ گرفته ی ما دست نوازش پُر مِهر شما رو می خواهد. آقای غریبم! می گویم اوّل كه آمدی بیا برویم بر سر مزار مادر مظلوم ات فاطمه(س) از مظلومیتهای مولامون اینه که ما گناه میکنیم اما شرمنده گی اون مال مولامونه! اخه مولا ناظر بر اعمال ورفتار ماست. وقتی که میبینه کسانی که ادعای شیعه بودن رو دارن کارهایی میکنن که شایسته یک مسلمان شیعه نیست دل اقامون بدرد میاد بیاییم عهد ببندیم دیگه اقامونو شرمنده دشمنان نکنیم اقاجون خودت هم بهمون کمک کن. می توان تنها شد
سلام
سلام
اگر هم دوست دارید كه برگردید باز هم خوشحال باشید چون كودكی زیبایی داشتید یا آدم های دوست داشتنی كه ارزش هر بازگشتی را دارند. 

برچسبها: کودکی, مدرسه, یاد ایامی که تنها غصه مون شکستن نوک مدادمون بود
وقتی روضه خوان می خواند:
وقتی صحبت از اسیری حضرت زینب (س) میشد تا به حالت سجده خم میشد و گریه می کرد...
روحت شاد...
حیف و صد حیف که از دست من رفتی...


محبــت ها و خـوبــی ها مون چه بـی ریـا بود،

اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، كشتی؛ تا یك لقمه بیشتر بخورم
یادت هست؟
شدی خلبان، ملوان، لوكوموتیوران؛
می گفتی بخور تا بزرگ بشی
آقا شیره بشی
خانوم طلا بشی
و من عادت كردم كه هر چیزی را بدون اینكه دوست داشته باشم قورت بدهم...
ادامه مطلب

می توان زار گریست
می توان دوست نداشت و دل عاشق آدم ها را ، زیر پا له کرد !
می توان چشمی را ، به هیاهوی جهان خیره گذاشت
می توان صدها بار ، علت غصه دل را فهمید !
می توان ....
می توان بد شد و بد دید و بد اندیشه نمود
آخرش هم تنها ، می توان تنها رفت
با جهانی همه اندوه و غم و بدبختی ...
یادگاری ؟! همه جا تلخی و سردی و غرور
فاتحه ؟! خوب شد رفت ! عجب آدم بدخلقی بود !!!
ولی ای کودک زیبای دلم ، آن ور سکه تماشا دارد :
شهری از مردم آبی سرشار ، آسمانش و زمین ، عین آن شهر
ولی
من و تو با همه ی آدم هاش ، غرق احساس غروریم به عشق !
دل هر آدم عاشق که شکست دل ما می شکند !
همه جا لبخند است و زمین ، مفتخر است به تن سبزی که
ضرب گام من و تو ، بر دلش می پیچد
من و تو خوشبختیم ، ما خدا را داریم
ما غم چلچله را ، وقت بوسیدن دستان بهار
مثل یک شعر قشنگ ، از دلش می خوانیم
ما به باران گفتیم : که کمی آهسته ! غنچه پاک دعا در خواب است
او قرار است که روزی ، روی اندیشه و ایمان ،
بین احساس شکوفایی و آرامش دل
تا دم پنجره سبز خدا ، سبز شود ...
| Design By : Pichak |


